با بهنگر مصاحبه نمي كنم

« با بهنگر مصاحبه نمي كنم ، براي اين كه بهنگر خط قرمز را رعايت نمي كند . خط قرمز ما همان ولايت فقيه است و ...»

اين جمله اي است كه احمد علي مقيمي نماينده مردم نكا- بهشهر – گلوگاه در مجلس شوراي اسلامي بارها در برابر سوال خبرنگار بهنگر تكرار كرده است .

اين بار كه مقيمي به نظر مي رسيد آخرين شماره بهنگر را مطالعه كرده است وتحليل هاي سفر دور دوم رئيس جمهور به مازندران را خواند و يا شايد گزارش ماجراي كردان در نشريه بود اين طور واكنش نشان داد . وي اين بار در ادامه جمله اش افزود : بهنگر فقط نيمه خالي ليوان را مي بيند و عملكرد ها را ناديده مي گيرد . مقيمي كه با سوال ارزيابي شما از مصوبات دور دوم سفر هيئت دولت به مازندران چيست،روبرو شد گفت : شما قبل از هر چيز تحليل خود را درباره سفر كرديد.

اين موضوع بهانه اي شد تا نكاتي به اين نماينده مجلس گوشزد شود .

1-   از حرف هاي احمد مقيمي چنين برداشت مي شود كه خط قرمز از نظرش محمود احمدي نژاد است . چرا كه نشريه بهنگر هر وقت به انتقاد از سياست هاي دولت پرداخت اين نماينده مجلس اين گونه برافروخته شد. .( بيهوده نيست كه برخي از نمايندگان همفكرش بلافاصله پس از پايان جلسه ليواني كه در آن آب دهان زده احمدي نژاد باقي مانده را به عنوان تبرك مي خوردند .) اما بايستي به اين نماينده و هم فكرانش يادآوري كرد كه تذكرات مراجع تقليد به دولتمردان(ارزشگراي) نهم پس از پيروزي انقلاب بي سابقه بوده است .در ضمن آقاي مقيمي چه مرجعي است كه به خودش اجازه مي دهد خط قرمز را براي نشريات تعيين كند؟! ضمن اینکه بهنگر از چندین ماه گذشته که برای اولین بار احمد مقیمی به بهنگر انگ عدم رعایت خط قرمز را زد  در پاسخ از وی خواست از همان تاریخ که نشریه به ادرسش ارسال می شود نکاتی را که بنظرش عدم رعایت خط قرمز است را با ذکر دلیل برای نشریه ارسال کند اما با گذشت حدود هشت ماه نه تنها نکته ای اعلام نشد باز هم ایشان همان حرف(...) را تکرار می کند.

2-  تعريف آقاي مقيمي از ولايت فقيه چيست؟ چرا اين دسته از افراد براي هر موضوعي از ولايت فقيه هزينه مي كنند ؟ از كجا معلوم همين نويسندگان بهنگر اعتقادشان به ولايت فقيه از خودشان بيش تر نباشد ؟ آيا غیر از این است عده ای از پشت همین شعار مدرك تحصيلي جعل می کنند تا پايه حقوقشان را بالا ببرند .

3- نماينده بهشهر-نكا و گلوگاه آن قدر شيفته دولت نهم است كه حتي وقتي در شوراي اداري حوزه انتخابيه خود با حضور نماينده رئيس جمهور يا وزير صحبت مي كند . به جاي اين كه از مشكلات و تنگناهاي حوزه انتخابيه بگويد تا شايد شهرش جايي در مصوبات سفر داشته باشد؛ به تعريف و تمجيد از دولتمردان می پردازد ومی گوید  مردم بايد شاكر باشند كه چنين دولت خدمتگذاري نصيب آن ها شد و ... وقتي چنين نمايندگان شاكري در مجلس باشد خيلي دور از ذهن نيست كه دولت جاي آن ها را در جلسات خود در حاشيه سالن قرار دهد !

4- تا قبل از مجلس هشتم ديدگاه سياسي احمد مقيمي براي همه آشكار بود اما وي پس از انتخابات و جلسات مكرر از همدلي و غير سياسي بودن خود حرف مي زد و مدام از شخصيت فرا جناحي و استفاده از همه ظرفيت ها و گروه هاي سياسي براي توسعه منطقه حرف زد. آقاي مقيمي بايد بداند هفته نامه بهنگر چه خوب يا بد جزو نشرياتي است كه در دوره وزارت ارشاد دولت محمود احمدي نژاد فعاليت مي كند . به هر ترتيب يك نشريه رسمي كشور است . دور از شان يك نماينده مجلس است كه با رسانه هاي هر چند مخالف چنين برخورد كند . آقاي مقيمي چه بخواهد يا نخواهد چندید هزار نفر از مردم حوزه انتخابيه ايشان نيازهاي خبري و اطلاعاتي خود را از طريق اين نشريه جويا مي شوند. پس اين نوع حرف ها در شان يك نماينده آن هم نماينده مردم با فرهنگ شرق مازندران و نماینده ای که ادعای رسانه ای بودن را دارد، نيست .

5- آقاي مقيمي؛ مردم حوزه انتخابيه شما آن چند نفري نيستند كه همه جا اطرافت حاضر هستند و با سلام و صلوات به دورت حلقه می زنند. بسياري از مردم حوزه انتخابيه هنوز عكس شما را نديدند ، بيشتر مردم منطقه شايد از نزديك شما را نشناسند. خيلي ها هم اسمتان را به خاطر نمي آورند . اگر احيانا كساني هم به شما راي دادند به اعتبار افراد ديگر بود!پس به شما (دكتر!!) مقيمي توصيه مي شود تا جايي كه امكان دارد ارتباط تان را با مردم منطقه از طريق هر وسيله ممكن از جمله رسانه هاي محلي بيش تر كنید .  

استقبال براي لقمه اي نان

اکبر مقدسی //حضور ده ها هزار نفري مردم ساري در خيابان هاي شهر و نيز مراسم سخنراني احمدي نژاد در سفر دور دوم هيئت دولت به استان بهانه اي شد تا انگيزه هاي حضور مردم در چنين صحنه هايي بررسي شود . محمود احمدي نژاد رئيس جمهور در جمع خبرنگاران استان ضمن تشكر از حضور چشمگير مردم گفت : حادثه ديروز موجب عزت ملت ايران است . مردم حقيقتا مسائل جهاني را دنبال مي كنند به موقع در صحنه حاضر مي شدند . رئيس جمهور كه اين حركت حضور رئيس جمهور در جمع مردم را تجربه موفقي مي دانست افزود : خيلي از رؤساي جمهور دارند از اين روش الگو برداري مي كنند و دارند از آن استفاده مي كنند . وی نیز افزود: البته برخي رؤساي جمهور كشورهاي غربي هم خواستند اين كار را انجام دهند اما چون دل آن ها با مردمشان يكي نيست با شكست مواجه شدند ...

محمود احمدي نژاد و برخي از جريانات حامي آن چنان از موفقيت سفرهاي استاني حرف مي زنند كه از نظرشان دولت نهم مبتكر اين طرح است . و تا به حال هيچ دولتي تجارب سفرهای استانی را نداشته است !

آيا حضور يك مسئول در داخل خيابان و دويدن مردم به دنبال آن مردمي بودن مسئول را مي رساند ؟ آيا ارتباط با مردم يعني در جمع صدها هزار نفر توده مردم سخنراني كردن؟ در عصري كه دهكده جهاني نامگذاري شده آيا چنين حركاتي آن قدر دستاورد دارد كه يك استان از مدارس ، دانشگاه ها ، نيروهاي دولتي بانك ها گرفته تا ساير دستگاه هاي نظامي ، امنيتي ، بازار، اصناف و ... تعطيل شود ، آيا با گسترش اين شيوه و تقويت آن كشور را به توسعه نزديك مي كنيم ؟ اين سوال هایي است كه در جريان حركت هاي توده اي از اذهان مي گذرد . حال در اين مقاله كاري به آن نداريم .

البته حضور هيئت دولت در استان ها و جلسات استاني براي توسعه آن استان و طرح مصوبات خاص مختص به شرایط همان استان؛ اگر چه نقد هايي هم بر آن وارد است اما مي شود به آن توجه بيشتري كرد .

اما در ساري اين جمعيت دنبال چه بودند ؟ اين ها بيش از آن كه استقبال كننده از رئيس مهور خودشان باشند . مطالباتي را از وي داشتند . چون مردم به خوبي مي دانند با اين روش به راحتي مي توان قول هايي از «این» رئيس جمهور گرفت . حتي حضار استاديوم شهيد متقي ساري حوصله حرف هاي جهاني احمدي نژاد و حتي طرح تحول اقتصادي كه به نظر مي رسد براي همه جذاب باشد، را نداشتند . آن ها آمده بودند تا ببينند رئيس جمهور از استان و مشكلات آن چه قولي مي دهد . اين به راحتي در كف وسوت هايي  كه مردم در حین سخنرانی بلافاصله پس از طرح موضاعات استاني و پروژه هاي بلا تكليف سر مي دادند، قابل مشاهده بود . آن ها حتي چند بار موضوعات ملي و بين المللي احمدي نژاد را با درخواست هاي صنفي و گروهي خود قطع كردند .

برخي هم با حمل پلاكارد  و پارچه هاي بزرگي كه درخواست هاي عمومي و شهري خود را در آن درج كرده بودند سعي داشتند توجه رئيس جمهور را به مشكلات آن ها جلب كنند . مثلا دانش آموزان پلاكاردي با اين عنوان داشتند « ده هزار دانش آموز ساروي فاقد اردوگاه» یا در پارچه ای نوشته شده بود « به داد بابل برسيد !» و ...

از طرفي نكته ديگري قابل توجه بود و آن نامه هايي كه در دست اكثر مردم در خيابان و استاديوم به چشم مي خورد . بسياري در حاشيه خيابان ها به سرعت مشغول نامه نوشتن بودند . بسياري پشت ماشين رئيس جمهور مي دويدند تا به وي نزديك شوند و نامه هايشان را شخصا تحويلش دهند . بسياري جيغ و داد مي كشيدند . تا شايد رئيس جمهور آن ها را ببيند و كسي را به سراغش بفرستد و از مشكلش جويا شود . بسياري طي اين دو روز پشت درب هاي استانداري در گرما و سرما ماندند تا شايد كسي پيدا شود تا با آن درد دل كنند از مشكلات و گرسنگي و فشار اقتصادي خود بگويند . و بسياري شايد آمده بودند تا تماشاگر صحنه باشند . اما به راستي در اين 200 تا 300 هزار نامه اي كه احتمالا از مردم مازندران جمع آوري شد چه نوشته شد . آيا غير از اين است كه مردم از دردهايش مي نالند . آيا مسئولين استان نمي توانستند مشكلشان را حل كنند ؟ مگر مي شود اين همه در يك استان درخواستي فراتر از حيطه اختيارات استاندار داشته باشند . شنيده بوديم رئيس جمهور همه اختيارات خودش رادر استان به استانداران تفويض كرد پس چه شد ؟ آيا غير از این است اغلب درخواست ها خارج از ضوابط اداري است ؟ پس اين به دور از عدالت است كه هر كس توانست خودش را به رئيس جمهور برساند و یا جيغ بلندتري زد مشكلش حل شود و كسي كه صورتش را با سيلي سرخ نگه مي دارد و می خواهد آبرویش را حفظ کند ... اما به طور كلي يك نتيجه مي توان گرفت . اين همه تلاش و حتي له كردن بغل دستي خود تا اين كه يك گام جلو تر باشد و يا سرش يك هوا بالاتر باشد تا بتواند خود را به رئيس جمهور برساند . درخواست كتبي ، شفاهي و ... بدهد و انتظار داشته باشد فقط خواسته خودش رسيدگي شود نه ديگري ... همه اش براي لقمه اي نان است . اگر مردم مشكل لقمه اي نان نداشتند اين طور بر روي هم نمي پريدند .