دولت به هزارجریب بدهکار است

 

اکبر مقدسی- هزارجريب منطقه اي است کوهپایه ای با پوشش سبز جنگلی که از حواشی

سوادکو

ه تا گرگان دامنه آن است .

اما آنچه در این مقاله ازآن بعنوان هزارجریب ذکر می شود مناطق جنگلی

اطراف شهرستانهای ساری، نکا،  بهشهر و گلوگاه است.  که هریک ممکن

است

در نقشه به منطقه یا بخش خاص مشهور باشد.  این منطقه با ارتفاع 

 100 تا 2000 متر از سطح دریا و شیبهای ملایم به سمت دریا و بارندگی

به نسبت زیادتر از سایر تقاط کشور محل رویش درختان متنوعی شده که طول

 بعضی از این درختان در جنگلها بالای 30متر و عرض 2مترهم رسیده است .

بطوریکه غنی ترین و صنعتی ترین جنگلهای کشور در این منطقه روئیده است.

از دهها سال قبل مردم این منطقه به لحاظ این داشته خدادادی به دنبال

 شغل دامپروری بودند و تولیدات دامی آنها بخشی از مایحتاج شهر و حتی

 روستا ها و مناطق دشت و یا استانهای خشک همجوار را تامین میکرد.

و از طرفی آباد کردن زمین کشاورزی در این منطقه جنگلی هزینه داشته

 و کمتر کسی به فکر آباد کردن بیشه و زمین کشاورزی بود و تا قبل

از اصلاحات اراضی مالکان این منطقه صاحب جنگل یا مرتع بودند که برای

ییلاق و قشلاق دام استفاده می کردند.

هر چند در آن زمان سرمایه و املاک در اختیار افراد خاصی بود اما مردم

 منطقه هزارجریب بصورت خرده مالک و ...مرتع در اختیارداشتند و وضعشان

 خیلی بهتر از مردم شهرها بود بطوریکه بسیاری از مالکان شهر حاضر بودند

بهترین زمین مرکز شهر را با مراتع جنگلی با همان قیمت تعویض کنند و

روستائیان آن زمان تنها بدلیل اینکه جنگل بسیار با ارزش تر است حاضر به

 این معامله نمی شدند هر چند آنروز آنها مانند امروز به ارزشهای صنعتی

جنگل پی نبرده بودند.

دولت شاهنشاهی در دهه 1340 با طرح اصلاحات اراضی زمینهای

کشاورزی را از مالکان بزرگ گرفته و تحویل مردم داده بود و با این اقدام

 همه روستائیان درسایر نقاط کشور صاحب زمین شدند.

 اما در هزارجریب حدود 80 درصد از اراضی را جنگل و مراتع تشکیل داده

و بقیه زمین کشاورزی و این املاک بیشتر در اختیار بومیان بصورت خرده

مالک اداره میگردید و یا بعضا در اختیار افراد سرشناس غیربومی بود که

 پس از اصلاحات اراضی و ملی شدن جنگل، همه اراضی جنگلی به

اراضی ملی تبدیل شده و مردم هزارجریب یا املاک و سرمایه خود را بدون

دریافت هیچ وجهی واگذار و یا حداقل مانند سایر رعیت های روستائیان

 کشور شانس تقسیم اراضی بین آنها را نداشتند.

بطوریکه همین اراضی تا چند ماه قبلش به قیمت بهترین زمینهای شهر

ارزش داشت! بنابراین، این طرح اولین ضربه را بر اقتصاد هزارجریب وارد کرد.

 پس از اصلاحات اراضی، دامپروری های بزرگ در نقاط جنگلی کم کم جایش

 را به پرورش دام در داخل روستا به شکل محدود تر داده و اغلب مردم منطقه

وقتی سندهای اراضی جنگلی که در اختیار داشتند را بی اعتبار دیدند سعی

کردند زمینهای کشاورزی خود را احیا کنند و به زراعت بپرداند. ولی به دلیل

محدودیت زمین آباد شده در این نقاط و عدم اجازه احیای زمین جدید در این

 زمان و شیب دار بودن زمین، این پیشه دیگر مقرون به صرفه نبود. و از طرفی

بعد از اصلاحات اراضی، ضربه دیگری که اقتصاد هزارجریب را فلج کرد ورود

 برخی تکنولوژی های کشاورزی جدید به شهرها و روستاهای دشت از

جمله تکنولوژی حفر چاههای عمیق، ماشین آلات کشاورزی و ... و اعمال

 برخی سیاستهای ترویجی دولت در روستاهای اطراف شهر و دشت بود

که باعث شد تا میزان بازدهی کشاورزی منطقه هزارجریب قابل رقابت با

دشت و حتی استانهای خشک همجوار نبوده و محصولات دهقانان هزارجریب

 از نظر اقتصادی و روانی حیثیت خود را از دست بدهد. و همچنین امکاناتی

 نظیر برق، جاده، اتومبیل، که طی این سالها به شهر و روستاهای دشت

آمد موجب شد تا مردمان هزارجریب به مردمانی عقب مانده در اذهان تلقی

 شوند. و این باعث شد تا این روستائیان، کشاورزی خود را رها کرده و

به سمت شهرها برای کار بشتابند.

پس از پیروزی انقلاب اسلامی هر چند سعی شده به نقاط محروم خدمات

رسانی شود اما رشد سریع امکانات درشهرها و ... همچنان

هزارجریبی ها را از زندگی در منطقه خود ناامید می کرد و آنها را روانه شهر

کرد. که این امر خود موجب سرعت رشد جمعیت شهری و انباشته شدن

بر مشکلات شهرهای منطقه شده است.

هر چند نظام جمهوری اسلامی سعی کرد تا با برق دار کردن و یا لوله کشی

 آب آشامیدنی و یا جاده های شوسه، روستائیان را در روستاهایشان نگه دارد

 اما مردم هزارجریب بدلیل نیافتن منابع درآمدی و اعتباری و پائین بودن بازده

کشاورزی و دامداری آنها بدلیل سنتی بودن، کم بودن سرانه زمینهای کشاورزی

برای هر خانوار، عدم امکان حفر چاهها برای آبی کردن مزارع و نبود برخی

امکانات همچنان به سمت شهرهای منطقه سرازیر شدند و چهره هزارجریب

و مردمان باقی مانده در آن همچنان مظلوم  و توسعه نیافته باقی ماند.

همانطور که می دانیم در منطقه دشت در فاصله دو روستا، وجبی از زمین

را نمی توان بصورت اراضی ملی یافت اما بخش اعظمی از اراضی ملی و

 جنگلی کشور که افتخار کشور است لابلای هزاران روستای منطقه

 هزارجریب واقع شده و در این منطقه سرانه زمین کشاورزی بسیار پائین

 است بطوریکه امروزه برای یک جوان که تازه تشکیل زندگی می دهد

سرانه زمین کشاورزی حدود 1000 متر است و از طرفی چون در نقاط

کوهستانی امکان حفر چاه و اکتشاف آب مقدور و یا مقرون به صرفه

نیست زمینهای منطقه جز مسیر رودخانه ها بصورت دیم کشت می شوند

که بایستی از طریق ذخیره سازی آب رودخانه ها توسط سدهای مخزنی

 این مشکل تا حدودی مرتفع شود که همت دولتمردان را می طلبد.

و از طرف دیگر طی سالهای اخیر سازمان منابع طبیعی با محصور کردن دور

جنگلهای منطقه و طرح خروج دام از جنگل تعداد دامهای این منطقه را بطرز وحشتناکی کاهش داد و یا بهتر است ذکر شود سومین ضربه مهلک

بر پیکر هزارجریب اجرای این طرح بود.

بطوریکه هر خانواده هزارجریبی با تعدادی گاو یا گوسفند و روانه کردن آنها

به مراتع اطراف حداقل می توانست مایحتاج اولیه زندگی خود را تولید کند

اما اکنون جلوی این هم گرفته شد.

بد نیست بدانید طی بررسی بعمل آمده در 50 سال پیش بطور متوسط

 هر خانوار هزارجریبی حدود 30 رأس گاو، 80 رأس گوسفند و 5 هکتار

 زمین کشاورزی و دهها هکتار مرتع در اختیار داشت و از این امکانات زندگی

 خود را می گذراندند. و این آمار در چند سال پیش به 7 رأس گاو، 10 رأس

گوسفند و 2000 متر زمین کاهش یافت و امروز پس از اجرای طرح

 خروج دام از جنگلها و جلوگیری از ورود دامها به اراضی جنگلی، هر

 هزارجریبی بطور متوسط با 1 رأس گاو محلی، 3 رأس گوسفند و

 1000 متر زمین امرار معاش می کند.

حال بنظر شما خانواده ای با این امکانات چطور می تواند در دنیای امروزی

 که انتظارات هر خانواده نسبت به 50 سال پیش، بیش از 500 برابر شده

 زندگی کند؟

بنظرم مسئولانی که بدون هیچ برنامه ریزی و مطالعه ای، از روستائیان

 می خواهند به شهرها مهاجرت نکنند، به این روستائیان توهین بزرگی

می کند چون آنها چاره ای جز فرار از منطقه ندارند و امروزه95

درصد جوانان هزارجریبی که ازدواج می کنند به شهرها مهاجرت می کنند

 که این مسئله خود مشکلاتی را دارد که مجال این بحث نیست.

هرچند حفظ و صیانت جنگل از دغدغه همه مردم و مسئولان است، آیا

دولت فکری برای درآمد این روستائیان کرده است. علاوه بر آن این مردم

 از گذشته تاکنون سوخت مصرفی برای گرما و مصارف خانگی را از

طریق هیزمهای خشک جنگلها تهیه میکردند و امروز آنها حق این کار را

هم ندارند و مجبورند سوخت نفت و ... را تهیه کنند که با وضعیت معیشتی

 که اشاره شد تهیه آن مشکل است. و حتی برخی از بومیان معتقدند

صدها سال ما مردم منطقه در کنار این طبیعت وجنگل زندگی کردیم و

هیچ آسیبی به جنگل وارد نکردیم و نیز می گویند: اولین دشمن

جنگل تکنولوژی است که در اختیار دولت است که بصورت بی رویه روزانه

صدها تنه درخت را از منطقه قطع می کنند و به کارخانجات می برند. و

 حتی یکی از روستائیان معتقد بود جنگلبانی، ما روستائیان را از ورود به

 داخل جنگل منع می کند در حالیکه در همین چند ماه پیش در نیمه های

 شب جنگل دچار آتش سوزی شد وهمین روستائیان و بومیان بودند که

 جلوی آتش را گرفتند.

حال که در آستانه سفر ریاست محترم جمهوری به استان مازندران قرار

داریم، کسی که عدالت محوری شعار اساسی آن است بنظر میرسد

طرح مسئله هزارجریب و مشکلات فرا روی آنها مهمترین اولویت عدالت

ورزی است. چرا که مردمان منطقه از دهها سال پیش تاکنون

همواره چوب سیاستهای غلط دولتمردان را می خورند.

بنظرم بهتر است مسئولان با گسترش امکانات رفاهی و ایجاد زمینه

 اشتغال مردم منطقه را تشویق کنند تا در همین مناطق بمانند که از

جمله با امتداد خط لوله گاز به این مناطق و آسفالت روستاها، برنامه ریزی و شناسایی جوانان تحصیل کرده روستایی و ایجاد تعاونی با حمایت و همکاری

دولت برای ایجاد مراکز صنعتی و کشاورزی و تولیدی در منطقه و بطور کل

ایجاد محیط امن برای زندگی یک جوان روستایی می تواند بخشی از دین

 دولت به هزارجریب را ادا کند.

از طرفی به اعتقاد بسیاری از نظریه پردازان، محور اصلی توسعه هر

 جامعه ای، توسعه ی روستاهاست. و ریشه همه عقب ماندگیها، فقر،

بیکاری و ...

در روستاها نهفته است. پس دولت بهتر است ابتدا از روستاها آغاز کند و

تا روستا به توسعه نرسد کشور با مشکل مواجه است. و نیز به اعتقاد

یکی از دانشمندان، توسعه روستا فراتر از توسعه بخش کشاورزی و صنعت

است. وی معتقد است توسعه روستا عبارتست از: اعلام وعده ارزشمند،

افزایش شخصیت و اعتبار زندگی روستایی، تغییر زارع از روستایی فقیر

به یک کشاورز مترقی و علمی، تهیه کیفیت بالاتر زندگی و ... است.

همچنین برخی از روستائیان هزارجریب معتقدند: اگر درصدی از درآمد

 نفتی کشور برای توسعه شهرهای نفت خیز صرف می شود، شایسته

 است حداقل درصدی از درآمد جنگلهای هزارجریب صرف این منطقه شود.

و خلاصه اینکه شاید وزارت کشاورزی با تصویب طرحهایی برای افزایش

تسهیلات به کشاورزان، بسیاری از روستائیان و کشاورزان کشور را خشنود

کند، اما روستائیان هزارجریب را کشاورز هم نمی توان خطاب کرد!!

امروز هزارجریب، منابع طبیعی بسیار غنی و جاذبه های بسیار زیادی دارد.

 توسعه و گسترش راههای ارتباطی منطقه و فراهم کردن زمینه ورود

 مسافران از سایر نقاط می تواند توجه توریستهای داخلی و خارجی را

 جلب کند. و بنظر میرسد توسعه این صنعت به شکل اصولی راحتترین

و سریع ترین شیوه پیشرفت منطقه باشد.

 

رئیس سازمان آموزش و پرورش مازندران

هر کسی سیاسی آمد سیاسی باید برود

فاضلی ریاست سازمان آموزش و پرورش مازندران در مصاحبه مطبوعاتی 

 در جمع خبرنگاران در ساری در پاسخ به سوال خبرنگاری که عزل و

نصب هایش را سیاسی خواند گفت: هر کسی سیاسی آمد سیاسی باید

برود.

وی همچینین گفت ما سعی کردیم عزل و نصبها را بر اساس شایستگی

 مقبولیت بین فرهنگیان، تجربه، تحول گرا بودن خودش را خدمتگزار معلمان

 دانستن، باور داشتن به سیاست دولت احمدی نژاد، بر گزیدیم. وی نیز

 افزود شعار دکتر احمدی نژاد عدالت محوری است اگر کسی هنوز شعار

 توسعه را دارد و معتقد است توسعه می تواند مشکل جامعه را حل کند

 در روند کار ما اختلال ایجاد می کند. و ضمن اینکه  هرحزبی در دنیا

سعی میکند از نیروهای خودش استفاده کند تا در روند کار مشکلی نداشته

باشد.

ریاست سازمان آموزش و پرورش در این مصاحبه با چند سوال در خصوص

 عزل و نصبها مواجه شده بود در سوال خبرنگاری که احمدی نژاد علاوه بر

عدالت محوری به مهر ورزی هم تاکید دارد و برخی از عزلها و سرنوشت پس

 از آن شایسته این افراد نبود گفت: در مجموعه 40000  نفري سازمانی

آموزش و پرورش مازندران، آیا فقط چند نفر می توانند مدیریت کنند ، آن هم

 8 سال ؟  پس عدالت ایجاب می کند تا فضا و فرصت را برای ظهور هر

 استعداد های این مجموعه برای مدیریت فراهم کنیم.

ولی ادامه داد:  من از همه کسانیکه عزل  شدند تقدیر کردم 

 و بيشتر آنها در آموزشگاهها، آموزشکده ها و مراکز تربیت معلم برای

تدریس فرستاده شدند . وی ادامه داد: کسی که مدیریت می کرد احساس

می کرد که توانمند است و بهترین جا برای ارائه خدمت کلاس است . من

 خودم  روزی معاون پرورشی بودم بعد  از عزل به کلاس رفتم بهترین جا

کلاس است.

ریاست سازمان آموزش و پرورش نیز گفت: در سال 84 حدود 300 میلیارد

از حقوق و مطالبات گذشته فرهنگیان را پرداخت کردیم که جا دارد از عنایت

 مهندس شفقت استاندار در پیگیری این راه تشکر کنم و نیز 9 میلیارد

 تومان از اعتبارات استان برای پرداخت مطالبات گذشته معلمان استان

پرداخت کردند.

وی ادامه داد: اکنون 37 در صد از مطالبات فرهنگیان هنوز پرداخت نشد و

 سعی می کنیم تا پایان اردیبهشت ماه بخش اعظمی از مطالبات گذشته

فرهنگیان پرداخت شود.

بحث بوفه های مدارس و بهداشت تغذیه سوال دیگری بود که فاضلی هم

نسبت به آن تاکید داشت و افزود غذاهایی که بهداشت فروش آن را در

 مدرسه ممنوع کرد و من ببینم در مدرسه ای این نوع اغذیه ها توزیع 

 می شود من ابلاغ مدیر ان مدرسه را لغو می کنم.

وی همچنین در بخش نرو افرازی مدارک تحصیلی معلمان را تائید کرد و

 گفت در حال حاضر 15 نفر از فرهنگیان استان دارای مدارک دکترا و

64 نفر فوق لیسانس و بقیه غالبا کارشناسی و کاردانی هستند.

رئیس سازمان آموزش و پرورش استان مازندران توجه به مدارس شبانه

 روزی در نقاط روستایی که دانش آموز به حد نصاب ندارد به سایر روستاهای

اطراف را از برنامه های آتی سازمان دانست.

وی همچنین گفت: از سرانه اعتبارات پژوهش استان یک میلیارد وچهارصدو پنجاه میلیون

 تومان به سازمان اختصاص یافته که در نظر دارد امسال حدود 1000 دستگاه

کامپیوتر خریداری و مدارسدبیرستان و راهنمائی ها ی استان تا چند سال آتی به مراکز

 IT مجهز شوند ونیز خرید دستگاهها ی فتوکپی برای یکایک مدارس تا پایان برنامه چهارم

 توسعه از دیگر برنامه های سازمان در جهت مجهز کردن مدارس است.

وی در این مصاحبه همچنین گفت: در سال گذشته برای اولین بار از محل

 صرفه جویی هایی که داشتیم مبلغ 180 میلیون در پایان سال برای

 کمک به دانش آموزان بی بضاعت پرداخت شد.

فاضلی همچنین گفت: در حال حاضر هر 325 دانش آموز یک مربی پرورشی

 دارد که بایستی این را به هر 200 دانش آموز یک مربی برسانیم و

معتقدم سطح تحصیلات مربیان پرورشی  حداقل کارشتاسی ارشد باشد،

    وی نیز گفت سالانه 2500 نفر از این سازمان  بازنشسته می شوند

 در حالی که  ورودی جدید در سال گذشته تنها 303 نفر بوده است.

وی در پاسخ به سوالی در خصوص سیاست وزارتخانه درباره حذف یا عدم حذف سازمان

 دانش آموزی گفت: بنظرم سازمان دانش آموزی به فعالیتش ادامه می دهد ومعتقدم

 معاونت پرورشی هیچ تداخلی در کار سازمان دانش آموزی ندارد . چون سازمان دانش آموزی

 یک  NGO غیر دولتی است و تا بحال از امکانات دولتی استفاده می کرد کار اشتباهی

 بوده است و افزود هنوز زمان تولد سازمان دانش آموزی فرا نرسیده بود.

  

 

مقصر کیست و سبب چیست؟

بی شک بیش از ربع قرن است که استکبار جهان خوار پنهان و آشکار با

انقلاب و ملت ایران خصومن تنگاتنگ دارد. انگیزه وعلل و عوامل این خصومت

 را در ابعاد و اشکال گوناگون شاهد و ناظریم  جهان غرب سعی و تلاش

 دارد اگر کورسوئی در دورترین قلمرو تحت سیطره اش همسوی او نبود

و با هارمونیش جور نشد بقولی با سازش نرقصید هرچه زودتر خاموش گردد.

و این داستان در دور زمان تاریخ با سابقه بوده، همه مستکبرین عالم اینگونه

 تفکر و اندیشه داشته اند. تا زمانی که اسلام این دین رحمت توسط پیامبر

اعظم(ص) از طریق وحی به این جهان خاکی آورده شد و به مردم ابلاغ گردید

و به همه انسانها فضیلتی نبخشید و ارزشی قائل نگردید جز در سایه تقوی و پرهیزگاری؛ رنگ، نژاد، قوم و قبیله همه را با هم برابر دانست.

خب جهانخواران در جوامع مختلف در همان زمان زیر بار نمی رفتند.

 حال ببینیم؛ ناسازگاری شیطان بزرگ قرن آمریکا با ملت متقی ایران بر

 سر چیست؟ و باید پرسید مقصر کیست و سبب چیست؟ و از چه ناشی

 می شود، و چرا آمریکا سالها با این همه فشار قصد غییر نظام جمهوری

 اسلامی را دارد و نظام مقدس جمهوری را بنیانی مرصوص در برابر

جهانخواری خود تلقی میکند و همه ساله در کنگره خود بودجه ای کلان

در این خصوص به تصویب میرساند تا موفق شود به قصد شوم و ابلهانه

خود جامه عمل پوشد جرم بر سر چیست و بهانه ای که قریب دو سال و

اندی میگیرند و دول غرب حلقه بگوش بی اراده خود را همسو و همراه خود

 کرده، بله ایران مشغول ساخت سلاح هسته ای است و باید دست بکار

 شد و مانع شویم و نگذاریم این مهم تحقق شود و حتی در

کوچکترین مقیاس تحقیقاتی هم شد جلوی ایران باید ایستاد و اجازه نداد.

گستاخی را با آنجا که ایران به چه سبب خواهان و خواستار به خدمت

گرفتن این دانش است و این تکنولوژی خاص، مخصوص ما غربی هاست؟

 زهی خیال باطل. سوال پیش آمده در این راستا اینکه آیا شما این دانش

 را به ایرانیان آموخته اید و یال هدیه کرده اید؟ که می خواهید از او پس

 بگیرید و مگر دانش، دانش وارداتی است؟ جز اینکه محققان جوان

 و برومند و خداجوی با همت و اراده فولادین و بحول و قوه ذات لایزال در

چارچوب صلح آمیزش آنرا فرا گرفته اند. و نکته اینکه این همه تلاش و کوشش

شبانه روزی و سراسیمگی و مخارج میلیاردی سالانه برای متوقف کردن ایران

 برای چیست و در این راستا آن همه شتاب و عجله برای چی؟ و از طرفی

 رئیس دولت استکبار در سفر اخیر به شبه قاره هند (هند و پاکستان) با

 دولتمردان و سران آن کشورها بحث پیمان هسته ای دارند موضوع

 سفر، انرژی هسته ای و پیمان نامه های به امضا رسیده بوده است

و به آنها قول همکاری بیش از پیش را در این خصوص می دهد، و می گوید

انرژی هسته ای حق شماست. سوالی که پیش می آید و آن اینکه این

دوگانگی برخورد و یک بام و دو هوا بودن چه پاسخی دارند که بدهند؟

این سوال بی پاسخ اذهان همه ملتهای آزاده را می آزارد بخصوص ذهن

 با ذکاوت و هوشیارملت نجیب ایران را بیشتر و بیشتر بی ادبی را تا

 جایی ادامه می دهند و اصرار می ورزند که حتی در مقیاس کوچک

 و تحقیقاتی و علمی پزشکی ایران، دست بالا!؟

آخر سبب چیست؟

مقامات بلند پایه نظام سلطه و استکبار بارها و علنا آشکارا در اظهارات

 رسمی و رسانه ای خود گفته اند که خصومت ودشمنی ما با ملت ایران

ناگسستنی است و هرگز با ملت ایران کنار نخواهیم آمد. بنا به فرموده

رئیس جمهور محبوب و محترم جناب آقای احمدی نژاد، سردمداران

استکبار به هوش باشید حافظه ملت ایران قوی است همه این توطئه

و عملکرد شما را از گذشته بخصوص در این سه دهه اخیر بخوبی به

 یاد دارد و حتی از گفته های مقامات اسبق ارشد خاطراتی تلخ در سینه

 نهفته دارند که شاید خودتان آنرا فراموش کرده باشید. از جمله عملکرد

 وزیر جنگ وقت آمریکا "وایم برگر" در عرشه ناو مستقر در خلیج همیشه

فارس ایران؛ همان ناوی که با دستور مقامات بالای آمریکا در موشک

شلیک شده از سوی او به سوی هواپیمای مسافربری جمهوری اسلامی

 ایران قریب به 300 نفر از مسافرین بی گناه  از جمله زن و کودک همانند

 گل در آبهای خلیج فارس پرپر شدند. یک جمله از گفته های او برروی

 عرشه ناو مذکور این جمله که گفته بود "ما باید کاری کنیم که موجودیت

 ملت ایران بخشکد". چرا؟

به چه جرمی؟! و چه تقصیری؟! واقعا خجالت آور و چندش آور نیست.

چرا چراغ فروزان و سوزان و تاول زای شما همیشه روشن و با ضیاء باشد

 و ملل آزاد اندیش و سرفراز از داشتن اقل روشنایی بی بهره باشند؟

قدری تأمل کنید آیندگان روی عملکرد و گفتار شما قضاوت خواهند کرد

 و سبب این همه لجبازی و خصومت با خاصه بحق و بجا مشروع در

چارچوب همه موازین بین اللمی یک ملت فهیم، متمدن و با سابقه

فرهنگ طولانی و نجیب که خودتان بهتر می دانید چیست و چه

 پاسخی برای گفتن دارید. آخر اگر امت و ملتی بنا به گفته

 شاعر شرقی اقبال لاهوری که متوجه عقب نگه داشتن ملتهای شرق

شده بود و در بیتی اشاره دارد و می گوید:

قدرت افرنگ در علم و فن است ** از همین آتش چراغش روشن است

اگر کشوری، امتی و ملتی قصد بر افروختن چراغ علم و دانش خود را داشته

 بود آن هم بی واسطه ونیاز به شما غاصبان ناجوانمرد و بخیل در برابر او

 اینگونه مانع تراشی و سرسختی و لجاجت نمود؟ در چه صورتی این

 ملت کار صواب بنظر شما انجام می دهد. داشتن یک دانش و انرژی

 در راستای صلح آمیز و در حد تحقیقات با درجه غنا و رفاهی سوخت و

 پزشکی البته این همه به آوردگاه آوردن و به میدان کشیدن خود و

 اقمار حلقه بگوش و سازمان تحت تسلط را طلب می کرد؟ باز میگوییم

 سبب چیست و مقصر در این وسط کیست؟ حیرانیم! آخر حماقت تا

 چه حد و مگر پاکستان همجوار کشور جمهوری اسلامی ایران را شما

حامی نمی باشید ولی با ایران اینگونه برخورد جاهلانه و خصمانه چرا؟ 

 ذهن جاهل ترین فرد در عین جهالت درجا متوجه  این نکته می شود

 به چه دلیل؟ و دلیل این دوگانگی برخورد را چه پاسخی دارید که بدهید

؛ تا بهتر روشن شویم شما که رسانه های اغواگر و دروغ پرداز در سطح

 وسیع جهان در اختیار دارید توضیح دهید و دلایل آنرا بصورت دروغ هم که

شده بدهید تا ما هم نسبت حق به جانب بودن شما اطلاع و آگاهی لازم

را پیدا کنیم؛ اگر خجالت نمیکشید بسم ا... و می دانیم که در پاسخگویی

حقیقت تحقیقا عاجز خواهید ماند.

بگذارید پاسخ آن را هم خودمان به شما بدهیم، هر چند که می دانید چون

 ایران دارای رهبری است "بله قربان گو" همانند سایرین نیست و او شاگرد

 مکتبخانه حسین(ع) است و شعارش شعار حسین (ع) "هیهات من الذله"

و می دانید این دانش را در راستای صلح آمیز، آسایش، رفاه و امنیت قریب

 چهارصد سال پیش از این داشته و نمونه ای را که حالا از خود و

 هوش و ذکاوت ایرانیان بود و آن اینکه  قضیه حمام همیشه روشن با

 شمعی فروزان در اصفهان را شما و دانشمندان شما مشاهده نموده اند

 هنوز که هنوز است عقلا و دانشمندانتان فهم دانستن آنرا پیدا نکردند

و این دانشمندان ما بوده اند که در ادبیات گذشته دور آنها پر واضح است

 در راستای آسایش همه ملل همه گماردند و قدمهایی برداشته اند.

 ترس شما در چیست و آیا این نیست که اگر ایران به این دانش و

تکنولوژی فن آوری هسته ای در راستای صلح آمیزش دست یابد در

 آینده نه چندان دور از ما گوی سبقت را می رباید و جلو خواهد افتاد.

و یا نه ما قاصریم و به سبب این تقصیر مسلمان، متعهد، آزاداندیش و

 مهربان و ایثارگریم؛ بله قربان گو نیستیم و در برابر هر زورگو متجاوز و

 غاصب و نفهم با تمام قوا خواهیم ایستاد. و امروز که به آن دست

یافتیم آنرا با کمترین و نازلترین قیمت در اختیار سایر ملل مستضعف

 و فقیر قرار خواهیم داد؛ مقصر مسلم شناخته خواهیم شد و

گناه نابخشودنی را یقینا مرتکب گردیده ایم آنگاه وقتی است در قاشق

های غذاخوری شما استکبار و اقمار بی اراده حلقه بگوشان تهی از غذا

 شده

 ... و چه خواهید تناول نمود و مگر نه این است؟ جز این چه مطلب دیگری

 است پر واضح است که مقصر کیست و سبب این تقصیر در چیست؛

 چون ایران دارای رهبری توانمند و مسلمان و آگاه و آزاد اندیش است

 و زیر بار زورگو نخواهد رفت  در برابر رد پاسخ زورمندانه ابای ندارد.

چرا که همه شاگردان مکتب حسین(ع) با تمام وجود خود می گویند

 اگر حقی میخواهد پایمال گردد و واقعیت و حقیقت در برابر سردمداران

 زور و تزویر سر بریده گردد؛ ای شمشیرها ما را بگیرد تا اخلاق،

 آسایش و امنیت حق و حقانیت بماند که این ماندگار جاوید

سزاوار ماندن است. و وجدانهای بیمار همه جهانیان هوشیار و

آگاه حال و آینده گواه خواهد بود. بله باز مقصریم سبب این تقصیر معلوم.

 فاجعه آفرینان و افتخار آفرینان شهرهای هیروشیما و ناکازاکی این

 دستور امرانانه را به ملت قهرمان پرور، نجیب و صلح جو پیرو

پیام آور رحمت حضرت محمد(ص) رسول صلح و دوستی میدهد.

 در اینجا وجدانهای همه ملتهای بیدار را به قضاوت دعوت می نمایم.

گردآورنده : صفر لائینی

 

 

کارگران ایران صدرا همچنان نگران هستند

(بهشهر/نظری) ایران صدرا یکی از بزرگترین و مدرنترین سازنده یدک کش

 در خاورمیانه و یکی از مجتمع های سازنده سکوی حفاری ایران البرز

 در بهشهر است که متأسفانه تعدادی از کارگران روزمزد و رسمی

 آن در بهمن ماه سال گذشته برای عدم دریافت حقوق، پاداش این

 کارگری و اضافه کاری معوقه خود دست به اعتراض زده و خواهان

 دریافت حق و حقوق خود می باشند که با توجه به گفته های کارگران

و علیرغم طبقه بندی مشاغل از نیمه دوم سال 82 تاکنون طبقه بندی

 مشاغل اعمال نشده و پیگیری قانونی کارگران و شورای کارگر نیز

 بی بهره بوده و پاسخی در پی نداشته است. در روزهای گذشته

 نیز ما شاهد اعتراض کارگران برای عدم تحقق خواسته هایشان

 و عملی نشدن قولهای مسئولین بودیم که طی این اعتراض سه

 نفر از کارگران رسمی بنامهای علی فضلی، علی اصغر آق نیا و علی

 شبستانی که نقش نمایندگان غیررسمی را ایفا میکردند  کارت

کارگریشان ضبط و از حضور در محل کار جلوگیری بعمل آمد.

در آخرین اطلاعات بدست آمده و طبق گزارش یکی از اعضای شورا کارگری

، کارگران خواهان بازگشت مجدد کارگران اخراجی شدند. وی در

 ادامه خاطرنشان کرد: که در شورای تأمین مقرر شده بود که

طرح طبقه بندی و تعهدات به انجام برسد و در هر ماه همراه حقوق

 کارگران معوقه ماه قبل نیز پرداخت گردد و متأسفانه عملی نشده

 است. بنابر گزارشات واصله برای اجرای طرح می بایست با حضور

نمایندگان سازمان گسترش و مدیریت صنعتی در 19/2/85

موکول شده و کارگران همچنان سر در گم و معترض و خواهان

دریافت مطالبات و حقوق خود می باشند.

در حال حاضر با توجه به اینکه دستاوردهای این شرکت و شرکتهای

مشابه همواره در بوق و کرنا دمیده شده، چگونه حاصل دسترنج

 کارگران که از حداقل قانونی خود محرومند نادیده گرفته می شود؟

این روزها در استان سرسبز و ظاهرفریب مازندران که همواره از

نظر صنعتی در رده های پائین استانی بوده، حکایتهای شنیدنی فراوانی

 از تعطیلی کارخانجات و عدم دریافت حقوق و اعتراض کارگران مشاهده

می شود و حال باید گفت: چرا مسئولین اینقدر باید نسبت به قشر کارگر

 جامعه که در شرایط سخت مشغول به کارند بی تفاوت باشند؟

این کارگران خواهان دریافت حق و حقوق قانونی خود هستند و آیا این

 چیزی جز عدالت اجتماعی که پیام مسئولن است می باشد؟

و در آخر ما تا چه زمانی باید هر روز شاهد اعتصاب و اعتراض کارگران

این استان باشیم؟!

 

 

قیام های ایرانیان در طول تاریخ

مقدمه: سرگذشت اتحاد استبداد، سلطنت و مذهب را در برابر قیام

 و اصلاحات در ایران، جام مایه تاریخ ایران است. هر دودمانی که سقوط

کرده، تا آخرین لحظه دمار از روزگار مردم ایران برآورده و در این جدال،

 که به بزرگترین قیامهای مردمی انجامیده مذهب گاه به همت

 اندیشه ها و جرقه های نو در درون آن، در کنار مردم بوده و

بیش از آن، علیه مردم و در کنار دربار سلطنتی. از میان مردم رهبرانی

 برخاسته اند  که رسم و آئینی اصلاحی را در قالب مذهب به میدان

 آورده و در دل مردم جا باز کرده اند، اما در نهایت این نواندیشان

دینی نیز یا جذب قدرت شده اند و یا آنها نیز با مردم یک سرانجام یافته

و سرکوب شده اند. این سرگذشت، یعنی جدال "نو" با "کهنه" هم در

مذهب و هم در بطن جامعه ایران عبرت آموز است و عجیب آنکه تاریخ

قضا و قضاوت در ایران نیز پیش از پیدایش محمد و اسلام تاکنون از

 هخامنشیان تا جمهوری اسلامی همین بوده است : دستگاهی

در کنار قدرت مستبد!

قیام کاوه آهنگر علیه ضحاک ستمگر گرچه افسانه ای تاریخی است

 ولی این حقیقت را که مردم ایران زمین در برابر جور و ستم زیر درفشی

 که نمودار رنج و محرومیت توده زحمتکش است گرد می آیند و به

 مبارزه می پردازند، مجسم می کند. تاریخ نویسان ایرانی و بیگانه

با تحریف و و تغلیط، بیشتر جنبش ها و و قیامها را زیر پرده جانبداری

 سیاسی و مذهبی خود پنهان کرده، به آنها زمانی رنگ الحاد و زندقه

 و گاهی خیانت و فتنه گری زده اند. این قیام ها و جنبش ها را که

 به پیش از اسلام ، بعد از آن تا آغاز قرن بیستم و سرانجام قرن معاصر

 بازمیگردد را، باید از زیر خاکستر قرون و اعصار بیرون کشید و زنگ

زمان و پلیدیهای تاریخ سازان را از آنها زدود.

سپتامان 327-329 ق.م

"اسکندر" سلسله هخامنشیان را که از درون پوسیده بود نابود کرد، دارا را کشت ولی در

 حرکت خود به شرق همه جا به مقاومتهای سخت برخورد. از جمله سغد و باختر

(Bakhteria)

 یکی از سرداران جنگی او بنام "سپتامان" در رأس جنبش همگانی مردم بیش از دو سال

علیه مهاجم خارجی مبارزه دلاورانه کرد. در این ناحیه مکرر مردم علیه "شهرب" ها

 (ساتراپ ها)ی اسکندر قیام کردند. گرچه سرانجام نیروهای مجهز و ورزیده اسکندر

این جنبشها را سرکوب کردند ولی از این تاریخ اسکندر ناچار روش خشونت آمیز خود را به

نرمش و ملاطفت بدل کرد.

جنبش مانوی 276-216 م

"این جامعه را ترک کن، تو از جانبداران آن نیستی، تو باید آداب و رسوم

 را منظم کنی و لذایذ را تحت تسلط درآوری."

این ندایی است که طبق آثار "مانوی" از جانب "شاه نور بهشت"که

نام عالیترین "نیکی" است در سن 12 سالگی به "مانی" رسیده مانی

 در سال 217/216 میلادی در خانواده ای مذهبی از "ادریون مغتسله"

 بدنیا آمد و در بابل پرورش یافت. بطور کلی جامعه آن روزی به بندگان

 و کشاورزان (آزاد) در برابر شاه و شاهزادگان، مهان (بزرگان)،

 نجبا کوچک و "دهگانان" (نجبای ده) و پیشوایان مذهبی زردتشت

تقسیم می شد. کشاورزان آزاد و یا بطور کلی زحمتکشان (آزاد) همواره

 در خطر بنده شدن بودند. هر (آزاد) که قادر به پرداخت مالیات نبود و یا

 در جنگ اسیر میشد فورا به بنده تبدیل می شد و چون جنگها از دوران

 اشکانیان تا ساسانیان و قحط و غلا مداوم بود، سیلی از آزادان به طرف

بندگان روان بود. بندگان مانند کالا به فروش می رسیدند. اختلافات

 مذهبی بین زرتشتیان، عیسویان، یهودان نیز به این وضع آشفته

 می افزود. این جامعه دارای دو قطب حاکم و محکوم که تضاد اصلی

 آنرا تشکیل می دادند، بود. تضادهای دیگر از جمله تضاد بین شاه

و نجبا و اشراف و دستگاه مذهبی، تضاد با دولت روم در غرب و

 باهیاطله در شرق، و تضاد بین شهر و ده که نتیجه سیر تکامل

جامعه بود بحران پایان حکومت اشکانی را تشدید می کرد. استخراج

 معادن، توسعه محصولات دستی و کارهای ساختمانی در شهرها

 و کارهای آبیاری و راه داری و نظایر آن با وضع عقب مانده دهات

 و وابستگی های انسان های ده در تضاد بود. واکنش چنین وضعی

 در درون مانی ندایی است که به مانی میگوید: "این جامعه را ترک کن

، تو از جانبداران آن نیستی".

مانی پس از مسافرت به هند و آشنایی با مذهب بودایی سیستم

جهان مذهبی خود را که التقاطی از مذاهب زردشتی، بودایی و

عیسوی و میتولوژی بود با دقت تنظیم کرد و در کتاب "شاهپورگان"

اصول آنها را بیان و هنگام تاجگذاری شاپور اول به شاه هدیه کرد.

مانی اصول اخلاقی خود را بر پایه فلسفی مثنویت: روشنایی و

تاریکی که ازلی و ابدی هستند استوار نمود.در واقع این اصول (امتناع

 از قتل نفس حتی در مورد حیوانات، نخوردن شراب دوری از زن و

 جمع نکردن مال) واکنش در مقابل زندگی پر تجمل و پر از لذت طبقات

 حاکم و عکس العمل منفی در برابر بحران اجتماعی پایان حکومت

 اشکانی و آغاز حکومت ساسانی است. شاپور و هرمزد، نشر چنین

مذهبی را تجویز می کردند، زیرا با وجود مخالفت آن با شهوت پرستی

 و غارتگری و سودجویی طبقات حاکم، از جانبی مردم را به راه

"معنویت" و "پاسیفیسم" سوق میداد و از جانب دیگر از قدرت مذهب

 زردشت می کاست. جنبش معنوی مانی به سرعت در جهان آنروز

 گسترش یافت و تبدیل به نیرویی شد که با وجود جنبه منفی

 آن با هدف های شاهان و نجبا و پیشرفت جامعه آن روزی وفق نمی

 داد.

پیشوایان زردشتی و عیسوی که با هم دائما در نبرد بودند، متحد شدند

 و در دوران شاهی بهرام اول که شاهی تن آسا و شهوت

 پرست بود در جریان محاکمه او را محکوم و مقتول نمودند. 276

میلادی. از آن پس مانی کشی آغاز شد و مغان مردم بسیاری

 را با به نام زندک (زندیق) کشتند. مانویان درد و جانب شرق و غرب

، در آسیای میانه تا سرحد چین و در غرب تا روم پراکنده شدند .

در غرب گروههای مذهبی مسیحی تحت تأثیر مانویت مانند "آلبیژوا"

 و "کاتار" پدید آمدند که آنها هم بعلت ناسازگاری با وضع اجتماعی

موجود و با منافع کلیسا قتل عام شدند.

منابع :

* تاریخ ده هزار ساله ایران . عبدالعظیم رضایی

* ایران باستان . پیرنیا

گرد آورنده : رضا عبادی

 

 همایش زن در آئینه حجاب در بهشهر برگزار شد

(بهشهر/نظری) همایش زن در آئینه حجاب که با همکاری پیش

دانشگاهی غیرانتفاعی فردوس بهشهر و با حضور حجت الاسلام دکتر

بهشتی مسئول ستاد اقامه نماز وزارت آموزش و پرورش کشور،

حجت الاسلام خلیلِی، علی اکبر گرجی مدیر آموزش و پرورش بهشهر

و جمعی از مسئولین

 برگزار شد برادران دبیر این همایش تعداد مقالات ارسال شده را 40 مقاله

 عنوان کرد و گفت: علت برگزاری چنین همایشی برملا کردن نقشه های

 پلید استعمار برای شبیخون فرهنگی عنوان کرد و افزود: اهداف همایش

 ما پیگیری راه امام راحل(ره) و تأکید بر دغدغه های مقام معظم رهبری

 در تهاجم فرهنگی و ابلاغ پیام خون شهداست و تأکید بر این لرزش

 ضامن حفظ و سلامت جامعه است که حجاب از ارزشهای والای جامعه

 است و اکنون که با رنسانس جدید کشف حجاب روبرو هستیم باید با

 آن مقابله کرده وبه آن بپردازیم.

گرجی مدیر آموزش و پرورش بهشهر نیز معجزات پیامبر اسلام را قرآن

دانست

 که پاسخگوی همه نیازهای جامعه است، اسلام با روانشناسی خاصی

 که داشته حقوق زن را در همه موارد در نظر داشته است و باورهای

ارزشمندی برای سعادت بشر دارد و در اسلام نیز نمونه فراوانی از زنان

 اسوه وجود دارد.

همچنین حجت الاسلام دکتر بهشتی مسئول ستاد اقامه نماز وزارت

 آموزش و پرورش نیز حجاب را فقط مختص زن ندانست و مردان را به

حفظ حجاب ترغیب کرده و گفت: انسان از طریق شیطان به گناه کشیده

می شود و شیطان هم برای این کار و گمراهی انسان ابزارها و روشهایی دارد

 و هدف شیطان از این راه ایجاد تفرقه و جدایی، آلودگی، گمراهی و غفلت

دانست و گفت: از ابزار کار شیطانی برای رسیدن به هدفش، شراب،

قمار، نگاه آلوده، ریا، ترس و لباس است که با روش گام به گام و به تأخیر

انداختن کارهای خوب شیطان به نتیجه خود می رسد. وی در رابطه با

فلسفه حجاب می گوید خود ما باید به نتیجه و فلسفه حجاب برسیم و

کسی نمی تواند ما را مجبور کند.

در پایان مراسم مقاله علی اصغر اسماعیل پور بعنوان مقاله برتر حجاب معرفی

 و از نفرات برتر نیز با اهدای جوایز تقدیر و قدردانی شد.